بیان مسئله :

 با اینکه ضرورت الزام اقتصادی اشتغال و مشارکت زنان در فعالیتهای اقتصادی همواره در تاریخ پشیرفت جوامع بشری مطرح بوده لکن هنوز در کشور ما بین زنان و مردان تعادل مطلوب و قابل قبولی در این زمینه در فعالیتهای مختلف ایجاد نشده است و این امر به علل مختلف اقتصادی – اجتماعی – فرهنگی و سیاسی کشور از گذشته تا بحال مربوط می شود. زنان تقریباً نصف جمعیت جهان را تشکیل می دهند؛  دستمزد آنها فقط برابر 10 درصد از درآمد جهان است؛ زنان روستایی قشری زحمتکش و فعالند که در تمامی فعالیتهای روزانه اعم از کشاورزی ،دامداری ، تولید لبنبات فرش،گلیم،شالبافی، نخ ، حصیر، چادر ،هیزم،پرورش ماکیان ، ظروف و صنایع دستی و .. همپای مردان علاوه بر امور خانه داری ، همسرداری و بچه داری سهیم می باشند و ازاین بابت نصیبی منطبق با تلاش و فعالیت خود بدست نمی آورند حمایت از زنان و آموزش آنان و همچنین مهارت سازی در آنان و توانمند ساختن زنان بعنوان قشر تاثیر گذار و انتقال دهند? فرهنگ و ارزشها، امری است که باید در برنامه ریزیهای تصمیم گیران و سیاستگذاران مورد توجه قرار گیرد.

 حال با توجه به نکات یاد شده برای رسیدن به پاسخ این سوال که در نقاط روستایی زنان چه نقشی در اقتصاد خانواده و توسعه روستا دارند سوالات زیر مطرح می شود :

 1 – نقش زنان در برنامه های توسعه چه اندازه می باشد؟

 2 – زنان تا چه حد در فعالیت خود آزاد هستند؟

 3 – مشارکت زنان در توسعه روستا تا چه اندازه در فرآیند توسعه موثر است؟

 4 – مشکلات زنان در رابطه با فعالیت آنان در روستای مورد نظر و نارسایی های آن چیست؟

 

توسعه روستایی:

 پیشینه توسعه بسیار وسیع است و دارای قدمتی همزمان با تغییرات طبیعی و اجتماعی در سطح کره زمین می باشد . از دیدگاه طبیعی ، سابقه توسعه  همزمان با تحولات زمین  شناسی است و از منظر اجتماعی برابر با ظهور جوامع بشری اولیه می باشد . در ابتدا بحث از توسعه بیشتر با اصطلاح تکامل و پیشرفت انجام می شد.

 توسعه ای که در مناطق روستایی بیشتر مورد نظر است و لازم است برنامه ریزان روستایی مد نظر داشته باشند به شرح زیر است:

 1 . توسعه باید « تغییری » در جهت بهبود شرایط برای اکثریت مردم باشد .

 2 . مردمی که از توسعه سود می برند باید بیشتر از مردمی باشند که از آن متضرر می شوند.

 3 . توسعه باید دست کم مردم را نسبت به تامین حداقل نیازهای زندگیشان یا نیازهای ضروی زندگیشان مطمئن سازد.

 4 . توسعه باید با نیازهای مردم هماهنگی و مطابقت داشته باشد . 

5 . توسعه باید باعث تشویق خود اتکایی گردد.

 6 . توسعه باید بهبود طولانی و مستمر را به ارمغان آورد.

 7 . توسعه نباید باعث تخریب محیط زیست طبیعی باشد.

نقش زنان در روستا :

 زنان روستایی در فعالیت های كشاورزی ، منابع روستایی و خدمات در مناطق روستایی به عنوان تولید كننده نقش بسیار كلیدی دارند . زنان روستایی بهره ورترین زنان جامعه هستند و از جمله افرادی هستند كه در مشاغل تولیدی اشتغال دارند ، بنابراین روشن است كه توجه به زنان روستائی به عنوان یك بازوی قدرتمند در توسعه روستایی می تواند اثرات بسیار مثبت و انكارناپذیری را در این راستا بهمراه داشته باشد دسترسی زنان به زمین كشاورزی به آنها در قائل  شدن این حق برای خود و تولید محصولات كشاورزی و تحقق اهداف كشاورزی به منظور افزایش بهره وری زنان از اهمیت بسزایی برخوردار است . دسترسی زنان به اعتبارات كشاورزی نیز موجب افزایش و بهبود بهره وری آنها در كشاورزی می گردد . عضویت زنان در تعاونی ها نیز به آنها در دریافت تسهیلات جهت تامین نهاده های كشاورزی موردنیاز ، فروش محصولات و فرآوری برخی تولیدات بمنظور افزایش بهره وری كمك می كند . بسیاری از پژوهشها به این نتیجه دست یافته اند كه آموزش زنان با بهره وری كشاورزی آنها ارتباط دارد . در واقع سالهایی كه زنان از برنامه های آموزشی استفاده كرده اند ، بطور معنی داری با درآمد و تولیدات آنها ارتباط دارد . اقتصاد روستایی كشور بشدت به توجه از نقطه نظر افزایش بهره وری فعالیت های اقتصاد روستایی نیازمند است ، زیرا افزایش ضایعات ، كاهش بهره وری نیروی كار و سرمایه در سیكلی بسته سبب از دست دادن جذابیت فعالیت های اقتصادی در این مناطق شده و توجه خاص به این مورد به عنوان یكی از علل دفع دامنه فعالیت های اقتصادی روستا عمل خواهد كرد . در این میان با توجه به نقش بسیار عمده زنان روستایی در فعالیت های كشاورزی ، تمركز و توجه ویژه به این قشر عظیم از جامعه و فراهم ساختن خدمات حمایتی ، آموزشی و ترویجی برای آنها می تواند به رفع موانع و مشكلات بی شمار پیش روی آنها كمك كرده و در نهایت منجر به افزایش و بهبود بهره وری آنها در امر كشاورزی و در نتیجه افزایش رفاه و آسایش جامعه روستایی گردد . بنابراین ، با شناخت نیازها ، خواسته ها و علایق زنان و تعیین مسایل ، منابع و اولویت های آنان باید برنامه های ترویجی و آموزشی مناسب برای آنها فراهم و تهیه شود . همچنین به برنامه های سوادآموزی و به طور كلی آموزشهای پایه آنها با هدف بهره مندی بهتر زنان از برنامه های ترویجی و آموزشی توجهی خاص مبذول گردد . ضمن آنكه باید تا حد امكان فرصت دسترسی به انواع منابع و نهاده های موردنیاز در فعالیت های كشاورزی برای آنها فراهم شود . بنابراین زنان در روستا با كمك در امر كشاورزی و سایر امور مربوط به روستا مثل دامداری ، پرورش ماكیان ، باغداری و ... و در سالهای اخیر شركت در برنامه های مربوط به توسعه روستایی اعم از ساماندهی تشكلهای تعاونی مربوط به زنان ، ایجاد و راه اندازی كارخانجات كوچك صنایع دستی در روستا و مكان فروش آنها ، ساماندهی طرح اشتغال برای زنان و دختران ساكن روستا ، فعالیتهای مربوط به پر نمودن اوقات فراغت زنان روستائی ، مشاركت در امور مربوط به روستا كه قبلاً فقط توسط مردان اداره می شد و ... فعالیت دارند . زنان هم اكنون پابپای مردان در كلیه امور روستا دخالت دارند و حتی در مواردی دیده شده است كه برنامه ریزیهایی در رابطه با ارائه نوع خدمات توسط زنان در روستاها انجام میگیرد . در مجموع می توان گفت كه زنان در روستاهای كنونی از آزادی عمل بهتری برخوردار هستند و امور روستا را اكنون با مدیریت انجام می دهند نه به مانند گذشته از روی اجبار و وظیفه ، دیگر به زن ها بصورت دریافت كنندگان منفعل كمك برای ارتقای رفاه شان نگریسته نمی شود ، بلكه به آنها بصورت ترویج كنندگان پویای دگرگونی های اجتماعی ای كه می توانند زندگی زنان و مردان هردو را متحول سازند ، نگریسته می شود .

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 تیر 1390    | توسط: یوسف دیندار    |    |
نظرات()