توسعه ایران زمانی میسر خواهد شد که کل سرزمین از زاویه محیط زیست بازسازی شود. مسلماً این گونه بازسازی که باید پیامدهای چندین قرن تخریب را برطرف کند ، چندان کار آسانی نخواهد بود ونیازمند بسیج کلیه نیروهای سازنده در سطح ملی است

اینکه محیط زیست باید از چه کیفیتی برخوردار باشد، محیط زیست باید از مواد سمی ، زیانبار عاری باشد، اما این نکته نیز روشن است که در سرایط موجود نه محیط طبیعی ایران واجد چنین خصوصیتی است ونه محیطهای شهری وروستایی این سرزمین، متأسفانه مدتهاست که دیگر ((محیط زیست سالم )) در مفهوم واقعی وعلمی آن وجود ندارد، استاندارهای محیط زیست به خصوص استانداردهای رسمی ایران که اکثراً از کشورهای بیگانه اقتباس شده اند، چیزی جزء نوعی مصالحه وکنار آمدن با واقعیات موجود نیست.

با این وصف، نباید فراموش کرد که حفاظت از ارزش های حیاتی محیط، نه به خاطر محیط بلکه به خاطر انسان ها وسلامت روح وجسم جامعه ، حکم اجبار وضرورت را پیدا میکند. از این دیدگاه، باید درمفهوم حفاظت از محیط زیست ، بیش از هر چیز ضرورت حفاظت از زندگی وحیات انسان وسایر زیستمندان، که علت وجودی آنها به خواست وتمایل انسان نبوده است، به رسمیت شناخته ودرک شود.(سطانی 1371 ، ص49)

امروزه جامعه روستایی نیز با مشکلاتی جدی روبرو است؛ مشکلاتی که شاید در طول چند سده اخیر به تدریج شکل گرفته وامروز دارد به نقطه اوج خود نزدیک میشود. روستاهای ایران با ساخت وبافت قرون وسطایی وغیر بهداشتی خود دیگر نمیتوانند در جهت فعالیت ها زندگی وتولیدی جاذبه ای داشته باشند. در کنار مشکلات اقتصادی که قسمت اعظم فشار را برجامعه کشاورزی وارد می آورد، غیر بهداشتی بودن محیط ودر رأس همه مسئله آلودگی آب نیز از مهمترین مشکلات اجتماعی این بخش از جامعه ایران به شمار می آید. در بین جامعه روستایی، بیماریهای عفونی وانگلی به شدن رایج است که این امر نیز مجدداً به کاهش بیشتر بازدهی نیروی کار کشاورزی می انجامد.(همان منبع ص3)

در یک سرزمین نحوه ساماندهی محیط های طبیعی وانسانساخت باید آینه تمام نمای چگونگی روند توسعه ملی در آن سرزمین باشد. از این دیدگاه، برای شناخت میزان توسعه یافتگی یک سرزمین، اساساً چندان نیازی نیست که برنامه ها واهداف معمولاً بلند پروازانه توسعه ملی مراجعه شود؛ مشاهده و بررسی محیط زیست سرزمین بررسی چهند شهر ورستا، چند منطقه کشاورزی وصنعتی به عنوان نمونه- خودگویای وضعیت توسعه یافتگی (ویا ستوعه نیافتگی)آن سرزمین به شمار می آید. بناربراین، هرگاه هدف نهایی توسعه، فراهم آوردن زمینه وفرصت های مناسب برای افزایش کیفیت زندگی وشکوفایی استعداهای معنوی ومادی جامعه قلمداد شود، سازماندهی محیط زیست نیز باید در جهت عینیت بخشیدن به این هدف جریان یابد، وهدف نامبرده یا دست کم آثار تلاش در جهت نیل به آن- در جای جای سرزمین خوانا باشد؛

به عبارت دیگر ساخت فیزیکی محیط باید نشانگر جریان توسعه باشد. برقرار کردن هماهنگی میان اهداف توسعه وبستر فیزیکی(همچنین بستر اجتماعی - فرهنگی)آن ضرورتی غیر قابل اجتناب است.

هرچند میان فاصله اهداف توسعه وبستر فیزیکی آن بیشتر باشد، دستیابی به اهداف توسعه نیز دشوارتر میشود، در ایران یکی از علل عدم پیشرفت برنامه های توسعه، وجود همین فاصله وشکاف عظیم میان اهداف توسعه وبستر آن است. از سوی دیگر پرکردن چنین شکافی که در طول قرن ها به وجود آمده است نه تنها نیازمند بردباری آگاهانه وکار سنگین وپیگیر است، بلکه بیش از هر چیز واقع بینی در امر برنامه ریزی وهدف گذاری را طلب میکند. واقع بینی در برنامه ریزی به معنی تنظیم اهداف در حد مقدورات وجود هماهنگی وتعادل میان اهداف وطول مدت برنامه است.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 مرداد 1389    | توسط: یوسف دیندار    |    |
نظرات()